شاه توت براي کنترل و درمان پسوریازیس

بهترين روش کنترل و درمان پسوريازيس

شرح حال یکنفر دیگر

به نام او که هرچه دارم از اوست

سلام  دوستان عزیز

من چند سالیه که در مورد این بیماری تحقیق میکنم.

من مبتلا به این بیماری نیستم بلکه پدرم حدود 10ساله که به این بیماری دچار شده تقریبا60سالشه... شاید با خودتون فکر کنید ای بابا این که خودش دچار بیماری نیست  ....(پیش داوری و قضاوت سریع یکی از خصیصه های ما ایرانی ها و خصوصا بیماران مبتلا به پسوریازیسه)

می خواستم  شدت بیماریشو براتون بنویسم و توضیح بدم که چقدر شدت بیماری پدرم بالابود که ، یادم اومد که تلقین بد، یکی از عوامل پیش رفت بیماری در بیماران مبتلا به پسوریازیسه بی خیال....

پدرم 4سال بود که به این بیماری مبتلا شده بود و چیزی در این مورد به ما نگفته بود یه بار مادرم ماجرا رو برام تعریف کرد وقتی بدن پدر رو دیدم حالم خیلی منقلب شد نمی خوام بگم چه صحنه ای بود فقط.....

بعد از نمونه برداری معلوم شد بیماری صدف گرفته یا همون پسوریازیس از اونجا من تازه فهمیدم که این بیماری چیه کلی مطلب از توی کتاب و اینترنت پیدا کردم و متوجه شدم که عامل این بیماری  دو علت بیشتر نداره یکی استرس و دیگری توارث

توی کرج هر دکتری که معرفی کردن رفتیم همه تشخیص شون پسوریازیس بود ومی گفتند باید باهاش مدارا کنی و علاج قطعی نداره.

کم کم شدت بیماریش بیشتر شد واقعا وضعیت اسفناکی بود تا اینکه یکی از دوستان محل کارم یه کلینیک توی تهران رو به ما معرفی کرد . پس از گرفتن وقت قبلی ، توسط یکی از پزشکان که جا داره از ایشون تشکر کنم

راجب این بیماری به ما توضیح کامل داد و 3 روش به ماپیشنهاد کرد:

اولین روش پرتو درمانی که بسیار وقت گیر (هفته ای 3بار) بود وبیشتر برای زیبائی و ظاهری بود

دومین روش استفاده از قرص هائی بود که پس از مصرف برروی کبد تاثیر منفی داشت

و سومین روش استفاده از داروئی بود که بسیار گران قیمت بود و به گفته پزشک معالج جدیدا وارد کشورشده بود و تاثیر بسیار خوبی داشت و عوارض منفی نداشت ، اما بسیار گران قیمت.

با توجه به شدت بیماری ما روش سوم رو انتخاب کردیم  قیمت هرآمپول در 4سال گذشته 625هزار تومان بود که بایستی در مرحله اول 3آمپول تزریق می شد . این آمپول بایستی در شرایط خاصی و با کیف مخصوص از داروخانه تا بیمارستان جابجا می شد ، جالبه بگم این آمریکائی های نامسلمون یه آمپول هم رایگان به ما می دادن در مرحله اول 2تا آمپول رو خودمون خریدیم و یکی رو هم شرکت رایگان توی بیمارستان تحویل ما داد.

پدرم بایستی در بیمارستان بستری می شد این دارو از طریق سرم تزریق می شد و بایستی همه چیز کنترل می شد چون ممکن بود خدائی نکرده دچار شک بشه. الحمدالله دارو جواب داد خیلی جالبه در زمان تزریق با چشم می دیدم که قرمزی دور زخم ها کم می شد خیلی تعجب آور بود.

در آزمایشات مقداری عفونت دیده شد که این باعث تعجب دکترش شد ظاهرا دچار بیماری عفونت بیمارستانی شده بود که اصلا ربطی به دارو تزریقی نداشت.

هفته بعد 4آمپول تزریق شد که 3تا ازاون رو خودمون خریدیم وبعدی رو همون شرکت آمریکائی رایگان در اختیار ما قرار داد.

تزریق بعدی 2 هفته بعد و تزریق های بعد با فاصله هائی که الان خاطرم نیست انجام شد شرکت آمریکائی فکر می کنم تا 4تا از اون آمپول ها رو هم رایگان در اختیار ما قرار داد و بعد از اون هر 4آمپول رو خودمون خریداری می کریم

آمپول و هزینه بیمارستان هر دفعه تقریبا نزدیک به 3میلیون تومن در 4سال پیش برای ما هزینه در برداشت .

 دکتر معالج چند باربه پدرم تاکید کرده بود که این دوز از دارو هر شش ماه و بعد هر یک سال بایستی تکرار بشه و همینطور هر سال یکبار

بیماری پدر کاملا برطرف شد و اون تونست برای حج تمتع به خانه خدا بره .

بعد از برگشت گفت من دیگه خوب شدم و نمی خوام درمان رو ادامه بدم اما اینکار بسیار اشتباه بود چون بعد از مدتی باز بیماری برگشت و چون هزینه درمان بالا بود و از عهده اون بر نمی اود دوباره پسوریازیس شروع به زیاد شدن کرد اما نه به شدت دفعه قبل تا اینکه یکی از همکارم که خودش به این بیماری دچار شده توی سرویس بهم گفته که شاتوت ظاهرا برای این بیماری خیلی خوبه و توی اینترنت خونده که یه نفر با شاتوت بیماریش رو کنترل کرده . من سریع رفتم توی اینترنت و اینجا بود که با آقامجید آشنا شدم و مطالبش رو کامل خوندم و در مورد شاتوت توی سایتهای فارسی وخارجی مطالعه کردم این ماجرا تقریبا سال گذشته همین موقع ها بود

اون زیاد جدی نگرفتم اواسط شهریور توی ماه مبارک رمضان بود که تصمیم گرفتم برم شاتوت گیر بیارم با یکی از دوستان رفتیم سمت کردان کرج(در نزدیکی های هشتگرد کرج) اونجا تونستم 2تا سطل شاتوت گیر بیارم یه سطل رو بردم خونه بابام ویه سلطل رو آوردم خونه خودمون گذاشتم تو فریزر.

متاسفانه پدرم خیلی عصبی بود در نتیجه به مادرم گفتم یه جوری راضیش کنه هر روز صبح یه مقدار شاتوت بخوره ، اما طبق معمول زیر بار نمی رفت یه بار انقدر زیاد خورد که سردیش کرد و دیگه نخورد.در نتیجه یه راه دیگه به نظرم رسید پدرم رابطش با یکی از باجناقاش خوبه در نتیجه تصمیم گرفتم با اون مشورت کنم ، اون توی خونشون چند کیلو شاتوت داشت برداشت و رفت سراغ پدرم و تونست اون رو راضی کنه که هر روز 4تا دونه شاتوت بخوره.

چند وقت گذشت از مادرم پرسیدم وضعیت بیماری پدر چطوره اون گفت خدا پدر باجناق رو بیامرزه وضعیتش بیماری خیلی خیلی خوب شده و کنترل شده .

در حال حاظر یکساله که از این قضیه میگذره الحمدالله بیماریش کنترل شده

لازمه در اینجا از آقامجید تشکر کنم

سال گذشته با اقا مجید تلفنی صحبت کردم ایشون از من خواستن که ماجرا رو توی وبلاگشون بنویسم من هم خواستم اینکار رو انجام بدم اما وقتی پیام های افراد  رو تو بخش نظرات خوندم ،دیدم همه دارن درباره یبوست و چیزای متفرقه دیگه با هم مشورت می کنند و من اگر بگم بابا حرف این آقامجید رو گوش کنید برای آزمایش هم شده روزی چند تا شاتوت بخورید کسی گوش به حرف من نمیده، درضمن زمانی بود که اصلا شاتوت تو  بازار نبود این بود صبر کردم تا یکسال از آزمایش شاتوت بگذره و فصلی باشه بشه شاتوت تهیه کرد.

این طور که من فهمیدم پسوریازیس تحت فرمان کبد قرار داره پس از کبد بایستی خیلی مراقبت بشه 

این رو بگم اون همکارم که خودش وبلاگ آقا مجید رو به من معرفی کرد یه روش دیگه رو داره تجربه می کنه و هنوز ظاهرا از شاتوت استفاده نکرده.خوب دیگه.....

حتما این روش رو امتحان کنید مطمئنا ضرر نمی کنید

در ضمن اسم پزشک معالج و نام دارو رو ننوشتم که فکر نکنید دارم تبلغ می کنم.

 

 

به امید سلامتی و بهبودی کامل همه شما

باتشکر

نیکان

+


design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir