شاه توت براي کنترل و درمان پسوریازیس

بهترين روش کنترل و درمان پسوريازيس

مداومت در درمان پسوریازیس



 

یا سلام خدمت عزیزانی که پسوریازیس دارند

نمی دانم شما که الان دارید این پست را مشاهده میکنید آیا پستهای قبلی را خوانده اید یا خیر اگر که نخوانده اید بهتر است ابتدا پستهای قبلی را بخوانید علی الخصوص بخش نظرات و سپس این بخش را

علی الحال پس از طی حدود چهار سال از پسوریازیس من و اینکه آخرین قرص را که  مصرف کردم و جواب نداد (Sandimum)  با متخصص پوست خودم (نمی دانم اسمش را باید دکتر بذارم یا چیز دیگه ) تماس گرفتم و گفتم که این قرص جواب نمی ده هیچ تغیری نکردم  چه کار باید بکنم  (بانهایت بی تربیتی البته از در نزاکت عرض میکنم) به من گفت نمیشه که نمیشه من چکار کنم که نمیشه ...

تصمیم گرفتم دارو دیگر مصرف نکنم و نکردم پیش خودم گفتم پسوریازیس دارم که دارم فقط باید کاری کنم که خارش من را کمتر اذیت کنه دوباره رو به داروهای گیاهی آوردم  مثلا حنا و سدر .... چندان هم فایده نداشت ولی از هیچی بهتر بود خیلی ها به من میگفتند برو دکتر فلانی خیلی خوبه  میگفتم نمی خوام دیگه دکتر برم  (الان هم که دارم این متن را می نویسم نمی تونم جلوی احساسات خودم رو بگیرم)(مصطفی تو وبلاگش می گوید باید تحت نظر پزشک باشید و من متاسفانه با او مخالفت میکنم) ... اگر الان به من بگویید اصلا دکتری را قبول داری یا نه ؟

میگم فقط یک دکتر را قبولش دارم و آنهم یک دکتری هست تو تهران خیابان جیحون پایینتر از هاشمی بنام دکتر جماعت  همه جور آدمی پیشش میره سر در مطبش نوشته دکتر کودکان ولی بزرگان هم پیشش می روند جلوی در اتاقش هم نوشته ویزیت با دفترچه 1000 تومان بدون دفترچه 1500تومان  ولی شما هر چقدر دوست دارید پرداخت کنید . (الان نمی دانم چقدره)..   همیشه هم سرش شلوغه رفتم پیشش بیماریمو توضیح دادم آخرش راست و حسینی به من گفت من با این توضیحات که دادی نمی تونم برات کاری بکنم  پول هم از من نگرفت آمدم بیرون  منظور اینکه سرکارم نگذاشت و ادمی نیست که دنبال پول باشه .... بگذریم شاید خیلی از دکترهای دیگر هم دنبال پول نباشند ولی همه ما می دانیم این دسته از دکترها خیلی نادرند اسم متخصص پوست من هم نادر بود ولی از آن یکی مدلش فقط بخاطر دوست عزیزم پدرام بود که ..... 

خلاصه اینکه خودم بودم و خودم و  پسوریازیس تا جایی که می تونستم فقط کاری میکردم که ظاهر قضیه معلوم نشه خیلی ها که نمی دونستند من پسوریازیس دارم مثلا میگفتند بیا بریم استخر میگفتم نمیام کار دارم  نمی تونم بیام ... بهانه می اوردم

پسوریازیس هم کار خودش را میکرد اصلا به من گوش نمی داد بابا پدرت خوب مادرت خوب بی خیال ما شو .. خدایا این چه مریضی است که نصیب ما کردی لااقل بک دردی می دادی به ما که درمان داشته باشد . همه که میگن این مریضی درمان نداره خلاصه یکی از همسایگانمون متوجه موضوع شد میگفت بیا هیپنوتیزمت کنم شبها این کار را انجام میدادیم  و خلاصه خودم هم تو اینترنت روشهای هیپنو تیزم .... اطلاعات پیدا کردم عمل کردم و نتیجه این کار هم برای من روز های اول خوب بود ولی به مرور بی نتیجه شد

دوباره گفتم بی خیال پسوریازیس هر چر می خواد بشه بشه.اواخر خرداد 89 به اصرار برادرو مادرم یک کیلو شاه توت خریدم خوردم به ایشان  گفتم دیدید نتیجه نداد هیچی نشد (توجه بفرمایید  گفتم یک کیلو خوردم هیچی نشد ) مجددا  به اصرار مادرم که ادامه بدهم  رفتم اینبار دو کیلو خریدم هنوز ظرف یک کیلویی تمام نشده بود که با هم در یک ظرف کردم و دوباره شروع کردم به خوردن به مرور  ازش خوشم آمد  به محض  اینکه میدیدمش یک قاشق بر می داشتم میخوردم خلاصه  هنوز ظرف شاه توت من خالی نشده بود که احساس کردم زخمهای پسوریازیس من داره خیلی کم میشه رفتم سه کیلو دیگر خریدم (یعنی سه کیلو اول هنوز باقی مانده بود)  ادامه دادم  هرروز میخوردم   چشمم به شاتوت میافتاد میخوردم و بعد از یک مدتی کمتر از سه هفته تقریبا هفته چهارم تیرماه 89 مثلا به همکارانم  میگفتم راستی فهمیدی پسوریازیس من خوب شد می گفتند آره راست میگی چی شد چی کار کردی خوب شد میگم چقدر صورتت خوب شده!  ... حالا اینها همکارام بودن که هرروز همدیگر را می دیدیم  همسایگانمون هم به همین صورت میخوام بگم که مدت زمان زیادی صرف بهبودی من نشد شاید بگویم سه هفته هم نشد خیلی زود بهبود پیدا کردم  واقعا میگم وضعیت بدن من خیلی افتضاح بود ولی شکر خدا تمام شد نه دیگر سرم را چرب میکردم و نه ... هیچی هیچی هنوز هم داروهایم در یک ظرف جداگانه نگهداشتم ولی فقط گاهی مواقع نگاهم  به آن میافتد


حالا می پرسید چرا اینرا  میگم  چون میبینم دوستان پسوریازیسی عزیز من به این شاخه و این شاخه می پرند هنوز درمان مثلا خار مریم را تمام نکردند می روند سراغ مثلا روغن گل مغربی یا مثلا زیتون یا انار ....  

 

اول میبایست  مشکل فکری خودتان را حل کنید  بعد سراغ درمان بروید ... نمیشود شروع به مصرف یک داروی گیاهی بکنید و چون صبر و حوصله تان تمام شده  قطع کنید یک داروی دیگر را شروع کنید  البته من هم مثل شما بودم  این حرف من چیزیست که تقریبا کم وبیش برای همه ما اتفاق افتاده

 به نظر من نه به پسوریازیس دیگر فکر کنید و نه به فکر درمان آن باشید ولش کنید  هرچقدر بیشتر رویش دارو بگذارید شدتش بعدا بیشتر میشود  در یکی از نظرات نوشتم مانند اژدهای خفته میباشد سربه سرش بگذارید بدتر میشود سرتان را می خواهید خوب کنید صورتتان در میاورد سرو صورتتان را می خواهید خوب کنید کمرتان در میاورد وهمینطور ادامه تا یکجایی مبینید که میخواستید سرو صورتتان خوب بشود نه تنها خوب نشد بلکه تما بدنتان نیز درگیر شده .. غیر از صورت و سرتان بقیه جاها را ولش کنید 

 باید پیش خودتون بگید " پسوریازیس بتاز هرکاری می خواهی بکن بکن من هم می خواهم کار خودم را بکنم" بگذارید هر کاری می خواهد بکند بکند شما کار عادی خودتون را انجام دهید نباید بدنتان را بخارونید   ولی برای اینکه به پسوریازیس اهمیت ندهید اگر میخارید بخارونیدش بی خیالش بشید با خارش گسترش پیدا می کنه بگذارید بکنه اگر تنتون بیشتر بشود لباس می پوشید بگذارید تنتان بیشتر شود ولی صورتتان نه 

 

مرحله بعد اینکه   امید به بهبودی و نامیدی برای شما دیگر فرقی نکند ...  میگویند خوب نمی شود خوب نشود همینطور بگذارید باشد  وقتی به این به این مرحله از نظز ذهنی رسیدید باید یک دارو گیاهی را شروع کنید به مصرف همون مطلبی که با دوستان تو بخش نظرات عنوان  کردیم رو می گویم قطع نکنید ادامه بدید   مگر نمی گویند خار مریم برای پسوریازیس خوبه قطع نکنید ادامه بدید می گویند انار خوبه بخورید ادامه بدید  اگر دیدید خوب نمیشه شما کار خودتون رو بکنید ادامه بدید  به شما نمی گویم که داروی سرطانزا مصرف کنید نمی گویم متوترکسایت یا سیکلوکسپرسین یا ساندیموم  ... مصرف کنید

اینیکه باید میل کنید میوه است و ضرری که نداره  ضمن اینکه همه شما بهتر از من می توانید میوه های مفید به حال این بیماری را پیدا کنید

سخن اصلی من اینست که این کار شما  تداوم داشته باشد

من خودم چندین بار تو وبلاگم گفتم خانمها آقایانی که پسوریازیس دارید بی ادبی  نباشه  با خوردن میوه خودکشی کنید اگر گفتن اسراف کردن خوب نیست برای شما خوبه  تا می توانید در خوردن میوه اسراف کنید 

آنهایی که یک مقدار به تاریخ آشنا هستند  می دانند که در زمانهای قدیم ازبکها آنقدر اسب سواری میکردند که پاهایشان منحنی میشد و در پرخوری نیز مشهور بودند رسمشان این بود که آنقدر غذا بخورند که بحالت تهوع همه را برگردانند و دوباره شروع به خوردن بکنند کارشان هم تاراج ما ایرانیها بود غذای مفت پول مفت به چنگ می آوردند  دختران و پسران ما را به کنیزی می گرفتند و یکی از همین اسیران هم نادرشاه بود ...

اینو به این خاطر گفتم که " میوه را مثل ازبکهای قدیم مصرف کنید" 

حالا اینرا بگویم که اصل مطلب فراموش نشه اسم این وبلاگ را گذاشتم  شاه توت

 دوستان به همه چیز اشاره می کنند ولی اصل مطلب را به حاشیه می برند 

حالا اگر فکر می کنید باز هم باید غصه پسوریازیس را بخورید خود دانید من که میگویم شاه توت بخورید و اگر که گیر نیاوردید توت قرمز یا تمشک بخورید غصه نخورید

 

+


design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir