شاه توت براي کنترل و درمان پسوریازیس

بهترين روش کنترل و درمان پسوريازيس

شرح حال بچه های پسوریازیسی

 

من 27 سالمه و از وقتی یادم می یاد این بیماری رو دارم کسی تو فامیل مادری یا پدری مبتلا نیست . اولا کم بود فقط پایین گوشم و بازوهام و زانو اما رفته رفته بدتر شد.اول بار که دکتر رفتم کلوبتازول واسه بدنم داد و بتامتازون قطر ه ای و جنتامایسین استریل چشمی رو واسه سرم داد که صبحهاجنتامایسین می زدم شبها هم بتامتازون یه مدت پوست سرم خوب شده بود اما بدنم نه مامانم که یه دکتر عمومی  داشت یه بارم پیش اون رفتم نگاه که کرد گفت حساسیته چشتون روز بد نبینه 3 تا آمپول ضد حساسیت داد منم فکر کنم راهنمایی می خوندم که دیگه از اون روز روی خوش ندیدم  همه جای بدنم پر بود از جوش مقاوم هم شده بود و به هیچ دارویی جواب نمیداد دکتر که می رفتم هر کدوم یه پماد ترکیبی می نوشت و می گفت استفاده کن اما اصلا تاثیری نداشت دبیرستان که می خوندم یکی از دکترها متوترکسات داد شوهر خالم که از دارو سر در می یاره گفت این چیه بهت داده اینو به سرطانیا میدن و از این حرفا که مامانم کم مونده بود سکته کنه اونم مصرف نکردم و همون طور ساختم این مامانم هر چی تو عطاریا بود به خوردم می داد از شاه تره بگیر تا بابونه،عناب،روغن بادام،روغن کنجد،کاسنی،پونه و چیزای دیگه که الان اسماشون یادم نیست تو داروهای ترکیبی هم اکثرن مواد کورتونی بود  واسید فولیک و هیدوکسی زین که واسه رفع خارش استفاده می کردم .تا اینکه دانشگاه رفتم حساسیت مامان رو که می دیدم بیماریمو بروز نمی دادم خودم تنهایی دکتر می رفتم اکثر دکترهای پوست  تبریز رفتم  همشون اول می گفتن چراناامیدی این بیماری درمان داره و از این حرفهای چرت جلسه ی 8-9 می گفتن بدنت مقاوم به درمان و پیشنهاد آمپول کورتونی مدادن منم قبول نمی کردم به همین سادگی تموم می شد ولی مگه می شه آدم دست رو دست بذاره فردا یه دکتر دیگه روز از نو و روزی از نو .چند بارم به دکتر آرتریت روماتوئید رفتم به خاطر درد مفاصل که اونم اکثرن کلسیم دی میداد.

بین همه این دکترا که میرفتم یه دکتر بنام علی افشار بود از اون قدیمیا متلقا قدغن کرده بود کورتون مصرف کنم می گفت گیریم بیماریت خوب شه تو جونی نباید به این زودیا از این داروهای قوی استفاده کنی 1سال همش پیشس اون می رفنم بیماریم خوب نشده بود اما تقریبا کنترل شده بود پمادهای ترکیبی می نوشت یه بویی مثل نعناع داشت رو جراحاتم که می زدم یه حالت سردی بهم دست می دادهر سری ترکیب رو عوض میکرد تا بدنم بهش عادت نکنه اما اون ماده خنک کننده همیشه توش بود که خارش رو کم  می کردچند ماه یکبار همیشه پیشش میرفتم الان که فکر می کنم می بینم یه کم بی حوصلگی کردم تو اون دوره چون مرتب نمیزدم آخه یکی دو جا نیست که آدم بزنه تموم شه داروهای ترکیبیم خودش درست می کرد من خنگم این مدت که پیشش می رفتم اصلا نپرسیدم توش چیه ترسیدم بگم بگه مگه دکتری؟تا اینکه یه روز که رفتم مطبش دیدم درش بستس و دکتر به رحمت خدا رفته خیلی پیگیر شدم تا از خانوادش ترکیب اون دارو را بگیرم اما گفتن خبر ندارن وتنها دارویی که با پوست بدنم سازگار بود تموم شد این دفعه رفتم سراغ عطاریا البته یه عطاری تو تبریز بود که نوشته بود پسوریازیس رو معالجه می کنه گفته بود 6 ماه استفاده کنی و پرهیز غذایی رو نگه داری خوب می شی هر ماه 20 تومن می دادم یه بسته که چند تا گیاه رو با هم مخلوط کرده بودن  و واسه اینکه آدم نفهمه چیه عین حنا پودر کرده بودن باید می جوشندم و هر روز می خوردم طعم بخصوصی نداشت فقط یکم لزج بود اینم فایده نکرد سال دوم دانشگاه بودم که شروع کردم به پیدا کردن اطلاعات  راجع به پسوریازیس که به انجمنش تو آلمان آشنا شدم اون روزا یعنی 6-7 سال پیش فکر کنم دایونکس تازه کشف شده بود کلی اصرار کردم به یکی از اعضای اون انجمن تا 3 تا واسم فرستادتنها امیدم که اون بود به ناامیدی تبدیل شد تو سایت ایران سلامت یه مدت عضو بودم که اونجا بهم یه ایمیل اومد از طرف دکتر کردستانی که سایتش رو معرفی کرده بود و توضیحاتی مبنی بر اینکه می تونه این بیماری رو درمان کنه چی می شد کرد اینم باید امتحان می کردم  فکر کنم مال4 سال پیشه شایدم 5 سال هر سری 80 تومن واریز می کردم به حساب و دارو برام فرستاده می شد اینم آخرین تیر بود که زدم و نخورد به هدف، بار آخر که تماس گرفتم گفت باید بیای اینجا تا روت تزریق انجام بدیم خوب می شی حتما. دیگه این دفعه گوش ندادم .

تا اینکه یکی از بچه ها بهم گفت مامانش مرض قند داشته رفته پیش دکتر هومیوپات خوب شده اینم امتحان کردم اینم بعد چند جلسه جواب نداد خوبیش این بود دیگه دارو نداشتم که سر وقت بخورم یا پماد بزنم یه قرص بود می نداخت تو آب می گفت فردا 5 ضربه به شیشه بزن و بخور تمام. اینم که جواب نداد تصمیم گرفته بودم دیگه دکتر نرم که یکی تو نت گفت اون دکتر هومیوپاتی که رفتی دکتر نبوده و از این حرفا فقط تجربی کار می کرده آدرس دکتر هومیوپات رو گرفتم و رفتم چند جلسه رفتم بعد اصرار داشت که اگه ازدواج کنم خوب می شم منم گفتم ننت خوب بابات خوب این بیماری چه ربطی به ازدواج داره اگه ازدواج مفیده چرا حتی اونایی که ازدواج کردنم مبتلان نه من تونستم قانعش کنم نه اون تونست منو قانع کنه و اون روز آخرین روزی بود که از مطب دکترها خداحافظی کردم .

اسم کرم و پمادارو ننوشتم اکثرن همونایی بود که تو نت نوشتن همه هم استفاده کردن

الان تمام بدنم درگیره از نوک سر تا پاهام  رژیم غذایی خاصی ندارم لاغرم  پوست نسبتا خشکی هم دارم و چون پوستم رو می خارونم تمام بدنم پر از لک شده جاهایی از بدنمم که خوب می شه یه لایه سفید جاش می مونه البته اون جاهایی که نخارونم.

به شدت مفصل درد دارم و تورم تو پای راستم.

===============================================================================================================================================
سلام به همه دوستان: شرح حال بيماري خود را بطور خلاصه و كلي خدمتتان عرض مي كنم .تا از حوصله شما عزيزان خارج نشود.  سن 35 - سابقه بيماري 15 سال -محل زندگي جنوب كشور-  
شكل اوليه بيماري من 15 سال پيش به شكل جوش ريز روي مچ دستم بوجود آمد كه اصلاً به آن توجهي نكردم ولي كم كم تمام بدنم و بيشتر از همه كمرم را پوسته گرفت . تا دو سال اول دكتر پوست رفتم، آزمايش دادم، دارو گياهي خوردم آن هم از تلخ ترين نوع كه با اسهال شديد همراه بود ولي فايده اي نداشت. يك دكتر عمومي در شهرمان رفتم و بعد ازامتحان كردن داروها روي من،  برايم پماد كلوبتازول، و صابون كول تار تجويز كردند حتي به سرم نيز همين پماد را مي زدم  بدنم خوب و صاف شده بود ولي اوايل چون استفاده  صحيح دارو و ماهيت پسوريازيس را نمي دانستم پشت سرهم استفاده مي كردم حتي وقتي موردي نبود(ترس از عود داشتم ). به همين دليل بعد از مدتي بيماري شعله ور شد و اين دارو ها جواب ندادند . سپس به دكتر پوست در شيراز كه يك خانم بود مراجعه كردم پرسيد : كسي در خانواده شما مبتلا بوده ؟  گفتم پدرم.، زير ذره بين نگاه كرد و گفت  كه بيماريتان پسوريازيس است و شريك عمرتان . اينجا بود كه  داروهاي موضعي  تركيبي  براي بدن و براي سرم مواد چرب آبكي  تجويز كردند. خيلي عالي بود و به سرعت تمام بدنم درمان شد . اما بعد از اتمام دارو ها متوجه شدم تك و توكي روي بدنم زده . خسته شده بودم تصميم گرفتم دكتر نروم و با همان داروهاي معمول كنترلش كنم  به اين صورت كه هنگام عود بيماري  چند روز پماد كلوبتازول و صابول كول تار استفاده مي كنم  و بعد آن را قطع مي كنم سپس مدتي بدنم از ضايعات پاك مي شود . شامپو بابونه داروگر براي سر و صابون سفيد داو اصل براي بدنم .استفاده مي كنم مثلاً موقعي كه ضايعات نيست به تداوم خاموشي بيماري كمك مي كند.  (البته شامپو هاي ديگر را نيز امتحان كرده ام مثلاً هدشولدر، پريتيون زينك، كول تار ايراني و  خارجي و ... )  هم اكنون كه اين شرح حال را مي نويسيم در حال امتحان كردن مواد غذايي مفيد علي الخصوص ميوه جات و روغن هاي مفيد مثل هسته انگور - زيتون- خود دانه كتان روزي يك قاشق مربا خوري و ... هستم. راستي اين را يادم رفت بگم كه تا 8 سال اول بجز دو سه  مورد، خيلي راحت با اين بيماري زندگي كردم و در واقع من را به خودش مشغول نكرد ولي از اون به بعد چند بار عود طولاني تري داشته است  ولي باز توانسته ام بر او پيروز شوم . تجربه من اين است دارو هاي شيميايي مختلف  را بسيار محدود كنيم . خواب ، استراحت و نور كافي براي درمان بسيار مهم هستند استفاده از روغن كنجد و يا هر مواد طبيعي ديگر كه براي استفاده موضعي پوست مفيد است را فراموش نكنيم و در كنار درمان شيميايي بكار ببريم و سعي كنيم بخنديم و شاد باشيم به اميد درمان دائم اين بيماري .  دو موضوع  يادم آمد : بچه ها پدرم يه مدت  پشت سر هم با شير پنير كم نمك درست مي كرد و شب و صبح مي خورد . ديدم ضايعاتش خيلي بهتر شده خودش هم همين عقيده را داشت پس كمبود كلسيم مي تونه ضايعات رو بدتر كنه و يك مورد ديگه اينكه خود من آبان ماه سال گذشته به مدت 9 ماه  از پودر لاكستيو براي جلوگيري از افزايش وزن استفاده كردم ، همين باعث شد پدنم پر شه از پسوريازيس ، هر چه مثل قبل درمان مي كردم  اثر نمي كرد اولش فكر كردم آب شور دريا باعثش شده (البته شوري آب دريا و تابش همزمان آفتاب روي پوست مضر است مخصوصاً براي ما كه پوستمان در اثر داروي كورتون نازك شده است).ولي بعد از اينكه عوارض اين پودر را متوجه شدم آن را قطع كردم پس مجدداً توانستم  بيماريم را كنترل كنم.حالا عوارض اين پودر: اسهال - كمبود آب بدن - دفع مواد مفيد غذا ها و ميوه ها قبل از اينكه جذب شود - تنبلي معده و روده -  خشكي پوست و در دراز مدت نارسايي قلبي و كليوي را به دنبال دارد . اين پودر گياهي كه در تمام داروخانه ها موجود است بايد روزي 3 بار ونيم ساعت قبل از غذا استفاده شود (يك قاشق مربا خوري) كه من فقط يك بار در روز و اونم نصف مربا خوري مصرف مي كردم و اين بلا به سرم آمد ولي تجربه خوبي بود!    توي همين 9 ماه كه نمي توانستم پسوريازيسم را كنترل كنم به درد مفاصل نيز دچار شدم . در اين 15 سال اولين بار بود كه اين درد را تجربه مي كردم و بعد از آن كاملاً خوب شد             

 

+


design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir